نکبت يهودی: اخراج، کشتار و تغييراجباری دين


نوشته: بن درور  یمینی

(این مقاله 16 مه 2009، 26 اردبیهشت 1388، در روزنامه اسرائیلی «معاریو» منتشر شد.)

 

هرسال فلسطینی ها درسالروز استقلال اسرائیل آئینی را بنام «یوم النکبه» برگزارمی کنند و آنرا فاجعه ای برای خود که در نتیجه استقلال اسرائیل به بارآمده می دانند. ولی یهودیان درکشورهای عرب نیز فجایعی را تحمل کرده اند که به مراتب وحشتناک تر بوده است. 

 

1.           می گویند که زیبائی اش خیره کننده بود. سول (سولیکا) ختوئل دخترک یهودی تنها 17 ساله بود هنگامی که سرش را از بدنش جدا کردند. دوست مسلمانش مدعی بود که موفق شده بود او را مسلمان کند. وقتی که سول دربرابر این ادعا مقاومت می کرد و آنرا دروغ  می دانست، دخترک را به «خروج ازاسلام» متهم کرده، او را به مرگ محکوم کردند. این موضوع حتی به گوش سلطان نیز رسید.

 

2.           برای جلوگیری از کشته شدنش، بزرگان طائفه یهودی شهر، به سول توصیه کرده بودند که مثل یک مسلمان زندگی کند اما او خودداری کرده و گفته بود: «یهودی بدنیا آمدم و یک یهودی خواهم مرد». سرنوشتش محتوم شد. سال 1834 بود. سول از شهر«تنجیر» بود ولی برای کشتنش او را به شهر«پاز» بردند. هنوز که هنوز است یهودیان شهر به سر مزارش می روند. هرچند که شواهد و اسناد این جنایت هنوز باقی است و نیز یک پرده نقاشی مشهور از این قتل وجود دارد و نیز این رخداد تکان دهنده به صورت یک نمایش تئاتری همراه با آواز به روی صحنه رفته اما هنوزبسیاری از غیریهودیان شمال آفریقا ازاین  جنایت و امثال آن بی خبر مانده اند.

این مقاله را به یاد این دخترک مقاوم یهودی، و نیز دیگرقربانیان «نکبت یهودیان» تقدیم می کنم.

 

3.           هرسال در15 ماه مه، در سالروز استقلال اسرائیل، فلسطینی ها و بسیاری ازهمراهان آنها درجهان، «یوم النکبه» خود را «جشن می گیرند» و می گویند که استقلال فلسطین برسر آنها نکبت و فاجعه ای بزرگ بوجود آورد، دهها هزار فلسطینی را درجهان پراکنده کرد، برخی فرارکردند و برخی دیگراخراج شدند. این «نکبت» هرروز در چشم آنها بزرگ و بزرگ تر شد و از نظر آنها چنان ابعادی افسانه ای  به خود گرفت که این «عظمت نکبت» حتی اکنون مانع از حل نزاع  و تحقق  صلح می شود.

 

4.           آنها که تاریخ قرن  بیستم را خوانده یا حتی ممکن است به یاد داشته باشند، بخوبی واقف هستند  که درطول دهه چهل میلادی قرن بیستم، جا به جائی جمعیت و اخراج ها برای برپائی این یا آن کشور و شکل دادن ماهیت های ملی، امری عادی درمنطقه خاورمیانه بود و دهها میلیون نفر متحمل آن شدند. فلسطینی ها دراین امر تنها نبوده اند اما آنها تنها قومی هستند که ابعاد این مساله را تا حد اسطوره ای «نکبت» بزرگ نمائی می کنند.

 

5.           اما یک «نکبت» دیگر هم وجود دارد: نکبتی که بر سریهودیان آوردند. درآن سالها یک زنجیره طولانی از کشتارها، اذیت و آزارها و اخراج یهودیان، غصب کردن زمین ها و اموال آنان و بیرون راندنشان از کشورهای عربی و اسلامی صورت می گرفت. این بخش از تاریخ منطقه را عمدا درابهام گذاشته اند و پرده ها را ازآن  کنار نزده اند. نکبتی که بر سر یهودیان آوردند به مراتب دهشتناک تر ازنکبت فلسطینی ها بوده است. تنها تفاوتش در آن است که یهودیان آنرا به خاطره ماندگاری که برسر آن بنشینند وتا ابدالآباد عزاداری کنند و خود را مظلوم جلوه دهند تبدیل نکرده و با درس عبرت از آن، به تقویت خود پرداختند. آن نکبت سوخت چرخ زندگی ماتم  زده  ما  نشد. بالعکس.

 

6.           گروه های عظیم دیگر پناهندگان و مهاجران در جهان نیز که ازسرزمینی به جای دیگری درجهان رفتند، دمل چرکین را نگشودند تا خونابه آنرا هر روز ببینند و برسرو سینه بزنند و مشاهده کنند که چگونه بیشتر چرک می کند و دمل بزرگ تر می شود. درمقابل، فلسطینی ها دیدن خونابه ها را بر درمان واقعی آن ترجیح داده اند، و برای همین است که رنج بیشتری بعنوان بهای این رفتار خود را می پردازند.

 

7.           دروغ هم  که ازقدیم الایام گفته اند  که حناق نیست. صنعت دروغگوئی هم که مرتب به داد آنها می رسد و یک کلاغ را نه تنها چهل کلاغ، که صد و چهارده هزار کلاغ کرده و خودشان هم باورشان می شود و با شنیدن آن بر سرو سینه می کوبند. به گونه ای که بیشمار همآیش ها و سخنرانی ها در باره آن برگزارمی شود تا جائی که دیگر هیچ امکانی برای یک گام واقعی تاریخ ساز باقی نمی گذارند. بدین ترتیب است که کشتار دیریاسین به یکی از ستون های پایه تاریخ نکبت  فلسطینی تبدیل می شود. دلیلی برای پنهان کردن حقایق مربوط به دیریاسین وجود ندارد (هرچند که برخی ها در باره «کشتار» بودن آن رخداد تردیدهائی ابرازمی کنند). مسلم است که بی گناهانی کشته شدند. موارد دیگری هم بوده است اما نه در آن ابعادی که  آنها مدعی هستند. آری، آن حقایق تلخی را که رخ داده باید برملا کرد و قویا محکوم نمود. اما تبدیل آن به اسطوره؟

 

 

یهودیان کشته شدند، اموال شان گرفته شد، و رنج بیشتری متحمل شدند

 

8.           اما زنجیره ای طولانی از اقدامات کشتاری که در قبال یهودیان در سرزمین های اسلامی صورت گرفته باید فراموش شود؟ یهودیان دراین سرزمین ها هیچگاه  سر جنگ و ستیزنداشتند، اسلحه بدست نگرفتند و علیه کشوری که در آن زندگی می کردند قیام مسلحانه نکردند. آنها شهروندانی وفادار بودند. هرچند که این وفاداری شان کمکی به آنها نکرد. رنجی که به آنها تحمیل شد، کاملا ازخاطره ها محو و زدوده شد. داستان زندگی آنها بازگو نمی شود. داستانسرائی های فلسطینی بر حقیقت رنج یهودیان غلبه کرد و آنرا از خاطرها برد. اما نیازی هم به مقابله دادن حکایت فلسطینی ها دربرابر رنج یهودیان نیست. تنها امر الزامی آن است که از داستانسرائی بخاطر روشن شدن تاریخ باید دست کشید، و به این حقیقت توجه کرد که یهودیان بیشتری کشته شدند، اموالشان گرفته شد و رنج بزرگ تری به آنها تحمیل شد.

 

9.           شاهدی شگفت انگیز از آن سالها را اتفاقا از طرف عربها می توان بدست آورد، که این شهادت روشن گر پاره ای از حقایقی تلخ آن دوران است. درسال 1936 شش نفر ازاعراب طایفه علوی سوریه نامه ای  برای وزیر خارجه فرانسه فرستاده و در آن نگرانی خود را ازآینده  منطقه  بیان می کنند.

 

10.       آنها به مساله یهودیان اشاره دارند: «یهودیانی که به سرزمین فلسطین رفته اند با خود صلح به ارمغان آورده و موجب رونق شده و کارشان مانند آن است که طلا  توزیع کنند و شکوفائی فلسطین را موجب شده اند و اموال کسی را غصب نکرده اند. اما درهمین حال مسلمانان علیه آنان اعلان جنگ مقدس کرده و درکشتن زنان و کودکان یهودیان تردیدی نکرده اند. این رخدادها همگی در زیر چشمان باز حکومت قیمومیت بریتانیائی دراین سرزمین اتفاق می افتد. به نظرما اگرحکومت قیم بریتانیا به پایان کار خود برسد، سرنوشتی فاجعه بار در انتظار یهودیان این سرزمین است و مسلمانانش متحد شده و کشتارها وسیع می شود». جالب اینجاست که یکی از امضا کنندگان این نامه از اجداد پدری بشار اسد رئیس جمهوری کنونی سوریه است.

 

11.       باید گفت که یوم النکبه، در 15 ماه مه، سالروز استقلال اسرائیل، طبق تقویم میلادی است (هرچند اسرائیل خود سالروز استقلالش را براساس تقویم عبری برگزارمی کند اما فلسطینی ها همچنان براساس تاریخ سال 1948، سالروز استقلال اسرائیل را 15 مه می دانند.) اما نباید آن سلسله حوادث دهشتناکی را که چند ساعت پیش ازاعلان استقلال اسرائیل رخ داد، ازخاطرها زدود. دبیرکل اتحادیه عرب، عبدالرحمن عزام، اعلان جنگ علیه اسرائیل را خبر داد و چنین گفت: «این جنگ، ما جنگ به هدف نابودی و انهدم است، و یهودیان بدانند چنان کشتاری ازآنها براه خواهیم انداخت که تا دنیا دنیاست درتاریخ ها گفته شود همانگونه که حمله مغول و جنگ صلیبیون از خاطرها نرفته است».

 

12.       مفتی مسلمانان وقت این سرزمین نیز، حاج امین الحسینی که دوست نزدیک آدولف هیتلر بود و با او پیوسته درتماس، آن روز چنین گفت که درتاریخ ثبت شد: «من اعلان نبرد جهاد مقدس می کنم. برادران مسلمان! یهودیان را کشتار کنید! یک نفراز آنها را  باقی  نگذارید!».

 

اعلان جنگ به یهودیان

 

13.       اسنادی مختلف که برخی ازآنها تنها در سالهای اخیربدست آمده اند، ثابت می کنند که اعلان جنگ علیه یهودیان این سرزمین اقدامی با اهمیتی گسترده تر از آنچه بود که پیشتر تصور آن می رفت. درواقع، اعلان جنگ  همه جانبه  به یهودیان بود.

 

14.       پژوهشی که توسط پروفسور اروین کوتلر، وزیر دادگستری پیشین کانادا انجام شد، نشان می دهد که اتحادیه عرب، قانونی را تصویب کرده بود که یک سری تحریم علیه یهودیان را برقرارمی کرد، که توقیف اموال و دارائی ها و ضبط حسابهای بانکی و سایر املاک یهودیان بخشی از این تحریم ها بود. قراربود این اقدامات بخشی ازقانونی با این هدف باشد که «همه یهودیان درچارچوب اقلیت یهودی درکشورفلسطین به حساب آیند». اما سرنوشت یهودیان فلسطین به گونه ای دیگر رقم زده شد و سرنوشت یهودیان در سرزمین های عربی نیز به گونه ای دیگر.

 

15.       پیش نویس قانون درزمینه تحریم های اتخاذ شده علیه یهودیان در سرزمین های عربی  تنظیم شده بود. دربرخی از این کشورها تحریم ها از طریق قانون برقرارگردیده بود. ازجمله درعراق، و درادامه در مصر که گاهی در حالی این اقدامات صورت گرفته بود که حتی به قانون نیازی  نبود. اما در«صنعت دروغ» همواره ادعا می شد که یهودیان در زیرحکومت های اسلامی با صلح و صفا زندگی کرده اند. اگر این ادعا باری از حقیقت هم داشته باشد، تنها درمقاطعی نه چندان طولانی، آرامش در روابط یهودیان با مسلمانان برقرار بوده و درطول تاریخ یهودیان، همواره کشورهای عربی یهودیان را تحقیرکرده، آنها را تبعید کرده، مورد ستم و اذیت و آزار گسترده قرارداده و حق آنها را بطور سیستماتیک نقض کرده اند.

 

برنامه: مسلمان کردن یهودیان

 

16.       می توان مسلما، ازآغاز راه، از نزاع میان محمد (پیامبرمسلمانان) با یهودیان آغاز کرد. درچارچوب تغییرات جامعه که او رسالت آنرا بر دوش گرفت، می خواست اعراب را ازدوران جاهلیت بدر آورد، و درحالیکه محمد خود اندیشه یکتاپرستی را بویژه از یهودیان کسب کرده بود و انگیزه های دین اسلام عمدتا براساس انگیزه ها و آموزه های دین یهود بود، او با یهودیان دچار نزاع شد زیرا می خواست یهودیان را نیز مسلمان کند، که مسلما یهودیان مقاومت می کردند. نتیجه آن، تقابلی بود که به اخراج و کشتارصدها  نفراز یهودیان انجامید.

 

17.       به یهودیان، بعنوان «ملت صاحب کتاب»، این حق داده شد که تحت حکومت اسلام  زندگی کنند و مذهب خود را داشته باشند. ازدوره ای به دوره دیگر، و از نسلی به نسل دیگر، این شرائط  تغییر می کرد. دربسیاری ازموارد،  مقرراتی درقبال یهودیان روا داشته می شد که عمر ، خلیفه دوم مسلمانان پایه گذار این مقررات  بود.

 

18.       این مقررات به یهودیان امکان می داد که بعنوان «اهل ذمه» زندگی کنند هرچند که سخن از زندگی به عنوان شهروند متساوی الحقوق نبود بلکه افرادی دست چندم درجامعه. اما اکثرا حتی حق هرگونه زندگی از آنها نیز سلب می شد و کمترین حقوق با بیشترین تحقیرها نصیب شان می گردید.

 

19.       عصرطلائی: آنچه که دوران «عصر طلائی» نامیده می شد، نشانه ای از زندگی مسالمت آمیز و شکوفائی در روابط میان یهودیان و مسلمانان در زیر حکومت اسلامی درآندولس (اسپانیا) است. این افسانه سرائی خوش آهنگ می بود اما اگرهمه حقیقت بود اما حیف که چنین نبود وحقیقت رنگ و آهنگ دیگری داشت.

 

20.       درآن دوران «مسیرطلائی»، زنجیره ای از اذیت و آزارها علیه یهودیان صورت گرفت. درسال 1011 درمنطقه کوردووا درآندولس (اسپانیا) در زیر حکومت مسلمانان، قتلها و گاه کشتارهائی درابعاد صدها تا هزاران نفر علیه یهودیان صورت گرفت. در1066 درگرانادا یوسف هاناگید (شخصیت سرشناس تاریخ یهودی) همراه با چهار هزار تا شش هزارنفر از یهودیان کشته شدند. یکی از سخت ترین دوره ها برای یهودیان سال 1148 هنگام  سلطه سلسله الموحدین بود که دراسپانیا و شمال آفریقا در قرن های دوازدهم و سیزدهم میلادی (ازسال 1130 تا 1269 میلادی) سلطه راند.

 

مراکش: صدها هزار یهودی کشته شدند

 

21.       مراکش: دراین کشور یک رشته قتلهای  تکان دهنده علیه یهودیان بوقوع پیوست. در قرن هشتم  جوامع کاملی از یهودیان بدست ادریس اول منهدم شدند. در1033 درشهر فاس 6 هزار نفراز یهودیان بدست اکثریت مسلمانان کشته شدند. بروی کارآمدن سلسله الموحدین امواجی ازقتلهای همگانی را در پی آورد. براساس شواهدی از آن ایام، حدود یکصد هزار نفر تنها درشهر فاس کشته شدند و 120 هزار نفر در شهر مراکش امروزی به قتل رسیدند. درسال 1465 باردیگر کشتاری همگانی از یهودیان در شهر فز صورت گرفت که به شهرهای دیگرمراکش  نیز سرایت کرد.

 

22.       منطقه تطوان شاهد رشته کشتارهای همگانی درسالهای 1790 و 1792 بود که قتل کودکان، و غارت و تجاوز به زنان را نیز شامل می شد. درسال 1864 تا 1880 یک رشته اذیت و آزارها علیه یهودیان مراکش صورت گرفت که صدها نفراز آنان را به خاک و خون کشاند. درسال 1903 اذیت و آزارعلیه یهودیان در دو شهر «تازه» و «سطات»  شدت گرفت که درآن، بیش ازچهل نفر از یهودیان کشته شدند.

 

23.       درسال 1907 کازابلانکا شاهد اذیت و آزارهائی بود که درآن سی نفر ازیهودیان به قتل رسیدند و زنان بسیاری مورد تجاوز واقع شدند. درسال 1912 دوباره قتلی همگانی از یهودیان درپاز صورت گرفت که شش یهودی را کشت و ده هزار یهودی دیگر بی خانمان ماندند. درسال 1948 باردیگر یک رشته اذیت و آزارها علیه یهودیان درگرفت که درآن 42 نفراز جمله در شهرهای «وجده»  و «جراده» کشته شدند.

 

24.       الجزایر: رشته قتلهائی ازیهودیان درسالهای 1805، 1815 و 1830 رخ داد. وضعیت یهودیان هنگام  تسلط  فرانسه برالجزایر درسال 1830 بهتر شد اما این امر نیز مانع از رشته تهاجمهائی به یهودیان درسالهای دهه هشتاد قرن نوزدهم نشد. با روی کارآمدن حکومتی که هم پیمان با هیتلر درفرانسه بود، بنام حکومت ویشی، وضعیت یهودیان و اذیت و آزارها علیه آنان وخیم ترشد. پیش ازآن درسال 1934 نازی ها در الجزایر نفوذ خود را به جای نهاده بودند که به قتل 25 نفراز غیر مسلمانان منجر شده بود، و اموال آنان توقیف گردید. اکثر یهودیان الجزایر را ترک کرده و درحالیکه هیچ مالی برایشان باقی نمانده بود، با دست خالی همراه با فرانسوی ها ازالجزایر رخت بربستند.  (دورانی که درزبان فرانسه «پیه نوار» نامیده می شود و الجزایری ها آنرا «اقدام السودا» از طرف «معمرین» یا «استعمارگران»  می نامند.  به مفهوم؛ پای سیاه استعمار فرانسوی در الجزایر.)

 

25.       لیبی: درسال 1785 صدها نفراز یهودیان بدست علی پاشا کشته شدند. اثرات نازی ها موجب شد که یهودیان زیر اذیت و آزار قرار گیرند. اموال یهودیان در بن غازی به تاراج رفت، هزاران نفر به اردوگاهها فرستاده شدند و پانصد یهودی نابود شدند. درسال 1945 با پایان گرفتن جنگ جهانی دوم تعقیب، و اذیت و آزارها علیه یهودیان شدت گرفت و شمار کشته ها از مرز 140 نفر فراتر رفت. روزنامه «نیویورک تایمز» درآن سال از اطفال و سالمندانی که  تا سرحد مرگ کتک زده شده بودند، گزارش داد. در آشوبهائی که در سال 1948 رخ داد، یهودیان بیشتر برای مقابله با مبادا آمادگی یافته بودند و بنابر این درتهاجمهای آن سال، تنها 14 نفر کشته شدند. درپی جنگ شش روزه سال 1967، آشوبهائی بوقوع پیوست که 17 یهودی درآنها کشته شدند.

 

سوریه: دهها طفل یهودی ربوده شدند

 

26.       عراق: دربصره درسال 1776 کشتاری علیه یهودیان منطقه صورت گرفت. وضعیت یهودیان این ناحیه در زیر حکومت انگلیسی در بصره در سال 1917 بهبود یافت اما درپی استقلال عراق درسال 1932 این روند بهبود نیز ازمیان رفت. تاثیرگذاری  آلمانی ها افزایش یافت و به قتلی منجرشد که حادثه کشتار فرهود نام گرفت. درسال 1941، که درآن 182 یهودی به قتل رسیدند (طبق ارزیابی مورخ الی کدوری ششصد یهودی کشته شدند)، وهزاران خانه دیگر غارت شد.

 

27.       درآن روزها حاج امین الحسینی امام جمعه مسلمانان اورشلیم که به عراق رسیده بود، به کشتار وحشیانه یهودیان فتوا می داد. دو سال درپی استقلال اسرائیل، درسال 1950، پارلمان عراق قانون اتحادیه عرب را تصویب کرد و اموال یهودیان را توقیف کرد و علیه باقی ماندگان یهودی درعراق محدودیت های خاص را به اجرا گذاشت. حادثه قتل فرهود، رشته قتلها و اذیت و آزارهای یهودیان درسالهای 1946 تا 1949، یهودیان عراق را به اخراج شدگان و پناهندگان  تبدیل کرد. هزاران نفراز یهودیان باقی مانده در عراق نیز از محدودیت های  زیاد، در رنجی  دائمی زندگی را می گذراندند. در سال 1967 (سال وقوع جنگ شش روزه) 14 نفردرعراق به دار آویخته  شدند که اتهام جاسوسی  به آنها زده شد. یازده نفرآنها یهودی  بودند، و رادیوی عراق مردم را به دیدن «جشن بردارکردن جاسوسان» فرا می خواند.

 

28.       سوریه: نخستین افترا به یهودیان که «افترای خون» نامیده می شود (اتهام به اینکه یهودیان برای عید «پسح» خود یک طفل غیریهودی را به قتل می رسانند و خون او را درنان عید «پسح» می ریزند)، درسوریه  به عنوان نخستین سرزمین عربی که این اتهام بی پایه واساس را مطرح می کند، شنیده شد. آن زمان سال 1840 بود. در نتیجه این افترای ضد انسانی، دهها نفرازاطفال یهودیان ربوده شدند، شکنجه گردیده و گاه کشته شدند، و ماجرا به اینجا نیزختم نشد بلکه تعقیب و آزارهای گسترده ای علیه یهودیان سوریه صورت گرفت. درسال 1986 وزیردفاع سوریه ژنرال مصطفی طلاس بیانیه ای حاکی از «متسای صهیون» («متسا» نان فطیرویژه عید فطیریهودیان است) منتشرکرد که به ادعای او، یهودیان خون یک راهبه مسیحی را در مایه نان فطیر خود ریختند و آن نان را با خون آن راهبه پخته اند. همان افتراهای شناخته شده ضد یهودی، این بار در قالبی دیگر، آن هم اززبان وزیردفاع سوریه تکرارمی شد. یکصد سال پیش ازآن، درسالهای 1850 و 1875 درشهر حلب، و درسالهای 1848 و 1890 دردمشق، و نیز دربیروت درسالهای 1862 و 1874، درمنطقه دیرالقمر( که درلبنان امروزی واقع می شود) چنین «افترای خون» تکرارشده که هربار به کشتارهای گسترده ای منجر می گردید. درسال 1945 یهودیان شهر حلب سوریه از آزارهای گسترده رنج بردند. 75 یهودی کشته شدند و جامعه یهودی ازمیان رفت. آزارها درسال 1947 از سر گرفته شد و قریب به اتفاق یهودیان سوریه گریخته و به اینجا و آنجا پناهنده شدند. آنهائی نیز که باقی ماندند سالهای سال به گروگان برده شدند.

 

 

یمن: وادارکردن یهودیان به گرویدن به اسلام

 

29.       ایران: تعقیب و کشتار و آزار یهودیان درایران درسال 1839 درشهر مشهد یک واقعیت تاریخی تکان دهنده برای یهودیان ایرانی است. درآن واقعه، مسلمانان تحریک شده به سوی یهودیان مشهد حمله بردند و حدود 40 نفراز آنها را به قتل رساندند. بقیه ناچار شدند که دین خود را تغییر دهند و اسلام اجباری را بپذیرند. پدیده «آنوسه ی مشهد» به آنها اطلاق می شود. («آنوسه ی مشهد» یهودیان ایرانی مشهدی هستند که زیراجبار، دین اسلام را در ظاهر پذیرفتند اما درباطن یهودی باقی ماندند. واژه «آنوسه» درعبری به مفهوم: «مجبورشده» است.) درسال 1910 «افترای خون» در شیرازنیز رخ داد. مسلمانان افراطی شیراز بدروغ شایع کردند که یهودیان برای نان عید فطیر خود، خون مسلمان کشته شده را درمایه نان فطیر ریخته اند. درنتیجه این افترا، حملاتی به محله یهودیان صورت گرفت که سه یهودی در آن کشته شدند و تمامی خانه های یهودیان شهر غارت شد.

 

30.       یمن: امواج متلاطم میان وادارکردن یهودیان به رفتن از نقطه ای به نقطه دیگر تا شکیبائی نسبی درقبال یهودیان یمن بعنوان شهروند درجه چند، و حمله وغارت و آزار،  سرنوشت همیشگی یهودیان یمن تا به امروزه روزاست. «نامه یادداشت یمن» نوشته «رامبام» بزرگترین فیلسوف تاریخ کهن یهودیت هنگامی به تحریر درآمد که او نامه ای پردرد از رهبر بزرگ جامعه یهودیان یمن دربیان غصه ناشی ازحملات و کشتارهای علیه یهودیان (درسال 1173) برای «رامبام» فرستاده بود. پس از آن نیز حملات و کشتارها علیه یهودیان یمن به یک حکایت همیشگی و پرغصه تبدیل شد که شرح آن، فرصتی دیگر می طلبد  نه این مقال.

 

31.       یکی ازمهمترین مصیبت های تحمیل شده به یهودیان یمن اخراج آنان بود. سه سال پس از روی کارآمدن حکومت امام المهدی درسال 1676، او یهودیان را به یکی ازکویری ترین و دهشتناک ترین مناطق یمن تبعید کرد.

 

32.       در ارزیابی ها آمده است که میان شصت در صد تا هفتاد و پنج در صد ازیهودیان یمن در پی این اخراج اجباری و سختی های آن جان خود را از دست دادند. آنهائی نیز که باقی ماندند متحمل مقررات سختی شدند که یکی ازدیگری تبعیض آمیزتربود. برای مثال «قانون یتیمان» اجرا می شد که هر فرزند یهودی که پدر خود را ازدست داده بود، مجبور می شد که مسلمان شود. درشهر عدن که در آن زمان تحت قیمومت بریتانیا بود، آشوبهای گسترده ای درسال 1947 رخ داد که در آن، 82 یهودی جان خود را از دست دادند. 106 مغازه ازمیان 170 مغازه یهودیان عدن کاملا ویران شد. صدها خانه یهودیان و تمامی ساختمانهای متعلق به یهودیان مانند کنیسه هایشان در آتش قهرافراطیون اسلامی سوخته شد.

 

33.       مصر: همانند سایرکشورهای عربی، درمصر نیز در طول سده ها، یهودیان درموقعیت تحقیرآمیزی نگاه داشته می شدند. تنها در زمان روی کارآمدن حکومت محمد علی (درسال 1805) بود که وضع زندگی یهودیان مصر با بهبود نسبی روبرو شد. اما شهادتی که از یک دیپلمات فرانسوی آن روزگاران، بنام ادموند کومب بدست آمده، جای تردیدی باقی نمی گذارد که حقیرشمردن یهودیان مصر همچنان ادامه یافته است. ادموند کومب درسندی نوشته بود: «در چشم مسلمان مصری، پست تر از نژاد یهودی وجود ندارد…مسلمانان مصر از یهودیان بیشتراز پیروان هر دین دیگر ابراز نفرت می کنند».

 

34.       درپی «افترای خون» دردمشق، افتراهای مشابه نیز به مصر سرایت کرد و این اتهامات ضد انسانی موجب حملاتی به یهودیان در قاهره درسالهای 1844، 1890، 1901 و 1902 شد. در بندر اسکندریه نیز درسالهای 1870، 1882، و درفاصله سالهای 1901 تا 1907 سلسله اذیت و آزارها و تعقیب هائی علیه یهودیان صورت گرفت. تعرضهای خشونت بار مشابه نیز در پورت سعید و دمنهور رخ داد.

 

35.       درطول جنگ جهانی دوم نیز حملاتی علیه جامعه یهودیان مصر رخ داد. درسال 1945 این تعرضها به قتل دهها یهودی و زخمی شدن صدها یهودی دیگر منجر گردید. درسال 1947 قانون شرکتها در مصر تصویب شد که به تجارت یهودیان خسارت بزرگی زد و موجب مصادره اموال آنان شد. درسال 1948، و اصولا در پی قطعنامه سازمان ملل متحد برای تقسیم این سرزمین به دو کشوراسرائیل و فلسطین، آشوبها در قاهره و اسکندریه علیه یهودیان گسترش یافت. شمار کشته های این آشوبها میان هشتاد تا یکصد وهشتاد نفر ارزیابی می شود. دهها هزارنفراز یهودیان مصر ناچار به ترک زادگاه خود شدند. بسیاری هنگام  فرار ناچارشدند تمامی مال و اندوخته خود را رها کنند. بخت هم با آنانی که باقی ماندند، همراهی نکرد. درسال 1956 قانونی درمصرتصویب شد که درواقع تابعیت یهودیان را لغو کرده، آنان را مجبورمی کند که کشور خود را بدون بردن هر مال و اندوخته ای ترک کنند. این آشکارترین اقدام در مصربرای  اخراج و مصادره اموال یهودیان بوده است.

 

«نمی توانیم خشم همگانی را مهارکنیم»

 

36.       آنچه که دراین مقاله مطالعه می کنید، تنها نگاهی اشاره وار به سرخط شماری از کشتارهای یهودیان در سرزمین های اسلامی است. این تهاجم ها بسیار پیش ترازآغاز جنبش ملی گرای یهودیان، «صیونیسم» رخ داده است. اما همزمان با سرگرفتن جنبش «صیونیسم» نیز تعرضها به یهودیان ادامه یافت. در این تعرض ها دهها هزار یهودی کشته شدند؛ تنها و تنها به این دلیل که یهودی زاده شده بودند. بنابراین، افسانه ای که درباره «زندگی مسالمت آمیز» (میان مسلمانان در سرزمین های اسلامی با یهودیان) بیان می شود، رنگی از حقیقت ندارد، و لذا مطرح شدن این ادعا که گویا «صیونیسم» بوده که موجب ازبین رفتن این شکیبائی و مدارا در قبال یهودیان شده است ، ادعائی بی پایه است.

 

37.       درآستانه رای گیری تاریخی در سازمان ملل متحد در نوامبر1947، (رای گیری برسر تقسیم این سرزمین به دو کشوراسرائیل و فلسطین)، هیکل پاشا، سفیرمصردر سازمان ملل تهدید کرده و گفت: «اگراین رای داده شود بدانید که جان یک میلیون نفریهودی در سرزمین های اسلامی با تهدید روبرو می شود…اگرخون عربی درسرزمین فلسطین ریخته شود، خون یهودی در جای دیگری در جهان بر زمین ریخته خواهد شد».

 

38.       چهار روز پس از رای گیری نیز، محمود فضل الجمالی وزیر خارجه وقت عراق، گفت «پس از زندگی مسالمت آمیزی که میان یهودیان و عربها وجود داشته، دیگر نمی توان خشم  توده ها در سرزمین های عربی را مهار کرد». اما مسالمتی که او از آن سخن می گوید، وجود  نداشته است بلکه حقیقت، همانگونه که دراین مقاله به بخشی ازآن اشاره شد، مملو ازکشتار یهودیان بدست مسلمانان بوده است. چند سال قبل ازبیان این سخنان وزیرخارجه مصر نیز قتلهای دیگری رخ داده بود. مسلم است که الجمالی دروغ می گفت. مگراو ازیاد برده بود که درعراق، خود دولت آن کشور قتل و آزارعلیه یهودیان را تشویق می کرد و خود این دولت بود که فرمان مصادره اموال یهودیان را صادرکرده بود؟

 

39.       افزون برآن، رهبرعراق درآن سالها، نوری سعید، حتی پیش از خروج شتاب زده و اجباری یهودیان عراق برنامه جامع اخراج یهودیان را در سال 1949 ارائه کرد. او تصریح کرد و گفت: «یهودیان عامل بلاها درعراق هستند. آنها جائی در بین ما ندارند. ما باید تا آنجا که می توانیم ازشر آنها رهائی یابیم». نوری  سعید  حتی طرحی را برای انتقال یهودیان از راه اردن به اسرائیل ارائه کرد، که اردن با آن مخالفت کرد اما اخراج یهودیان از عراق عملی شد. نوری  سعید  حتی  اذعان کرد  که «در واقع، سخن از جا به جائی  جمعیت است».

 

40.       واین گونه است که تعقیب ها، اذیت و آزارها و اخراج چشم گیر یهودیان، بخشی از رنجی است که در زیرحکومت مسلمانان به یهودیان روا داشته شده است. اما باید این نکته حائز اهمیت را نیز یاد آوری کرد که همواره این مسلمانان دیگری بوده اند که به دفاع از یهودیان برخاستند. اذعان باید کرد که برهه هائی ازشکوفائی نیز وجود داشته است. اما این شکوفائی ها درسالهای دهه های بیست و سی میلادی قرن بیستم درمصر، و درقرن نوزدهم و بیستم درالجزایر، و در دهه بیست قرن بیستم درعراق، همگی درزمانی بوده که حکومت های استعماری در آن سرزمین ها وجود داشته است. در اکثر موارد، وضع یهودیان تا پیش ازتسلط اروپائیان بد بود و پس از خاتمه حکومت های استعماری نیز دوباره شرائط زندگی یهودیان رو به وخامت بیشتر نهاد.

 

عربها درعملیات نظامی کشته شدند

 

41.       درطول تمامی مناسبات یهودیان و اعراب درسرزمین های مسلمانان، و یا درطول نضج گرفتن نهضت «صیونیسم»، حتی یک مورد ازحمله و آزار مسلمانان بدست یهودیان – آنگونه که اعراب مرتکب آن علیه یهودیان شدند، رخ نداده است. حتی سخت ترین موارد نیز، که باید آنها را نکوهش کرد، مانند رخداد دیریاسین، درجریان عملیات نظامی بوقوع  پیوسته است.

 

42.       این موارد باید تقبیح شوند اما بنظرمی رسد که باید ابعاد واقعی آنرا بدور ازاغراق تصحیح کرد. عربها یهودیان را بدون هیچ دلیل جنگی و بدون هیچ انگیزه نظامی، وصرفا به این دلیل که یهودی زاده شده بودند، قتل عام می کردند. آن گروه اندک ازعربهائی که کشته شدند، درچارچوب عملیات  نظامی جان خود را از دست داده اند. علیرغم این واقعیت، همواره هرگونه تعرضی به جمعیت عربی  با بیشمار تحقیقات و یادآوریها مطرح شده است. اما تعرضی که به مراتب سخت تربوده؛ دست اندازی بی وقفه عربها به یهودیان، ازخاطره ها محو شده و ازیادها رفته است.

 

43.       به دیریاسین بازگردیم، که بزرگ ترین نماد نکبت فلسطینی تلقی می شود. گفتیم که این رخداد باید تقبیح شود و دگربار تکرارکرده و می گوئیم که این واقعه را باید همچنان ملامت کرد. اما ازخاطر نبریم که آن علمیات هنگامی رخ داد که پیش ا زآن، یک زنجیره دهشتناک ازعملیات تروریستی و کشتاریهودیان در این سرزمین بوقوع  پیوسته بود. امواجی گسترده ازحمله ت وده های مسلمان این سرزمین در اذیت و آزاریهودیان، نفس زندگی آنها را بریده بود. هزاران یهودی کشته شده بودند. کشته ها اطفال و سالمندان و زنان بودند. فلسطینی ها در آن امواج، حتی برادران خود را می کشتند. چه بسا که در شورش بزرگ اعراب، در دهه سی قرن بیستم، اگر 400 یهودی کشته شدند در کنار آنها حدود پنج هزار عرب نیز بدست برادران عرب  خود  به خاک وخ ون کشیده  شدند.

 

44.       ماههای پیش از رخداد دیریاسین، نفس برترین دوره بود. 39 کارگری هودی در پالایشگاه حیفا کشتار شدند. 50 یهودی درانفجار اتومبیلهای بمب گذاری درا ورشلیم جان دادند، و این رشته سر دراز دارد. از 29 نوامبر 1947  که قطعنامه سازمان ملل درت قسیم این سرزمین به دو کشوراسرائیلی و فلسطینی  تصویب شد، تا ماه مه 1948 که استقلال اسرائیل اعلام گردید، یعنی تنها درفاصله کمتر از شش ماه، دررشته کشتارهائی که عربها به راه انداختند، 850 یهودی قتل عام شدند. اکثر قتلها پیش ازحادثه دیریاسین رخ داده بود. روز فاجعه در دیریاسین، نهم آوریل 1948 بود. برخی از قتل های یهودیان نیز پس ازرخداد  دیریاسین بوقوع پیوست (مانند قتل عام یهودیانی که در کاروانی به سوی تپه هداسا در اورشلیم می رفتند. در روز سیزدهم آوریل 1948، 79 یهودی در آن کاروان درجاده قدیمی اورشلیم کشته شدند). اکثر کشته ها غیرنظامیان بودند. اکثرآنها قتل عام شده و ترور شدند. انگیزه اصلی مهاجمان، ترور و وحشت افکنی درمیان غیرنظامیان یهودی بود. شمارکشته های یهودیان آن چند ماه بارها بیشتر از شمار قربانیان  دیریاسین بود. اما همه آنها فراموش شدند و دیریاسین نه. چرا این قربانیان یهودی به یاد آورده نشوند؟ این نکبت یهودیان است که قربانیانش چه در خاک اسرائیل  و چه در جهان کمتر و کمترمورد یاد آوری قرارمی گیرند.

 

فلسطینی ها بهایش را پرداختند

 

45.       هنگام استقلال اسرائیل شماریهودیان درسرزمین های عربی یک میلیون نفرارزیابی می شد. اکنون تنها اندکی  بسیار کم ازیهودیان دراین سرزمین ها باقی مانده است. اکثرآنها زادگاهشان را ترک کردند زیرا دیگرنفس شان ازتعقیب ها و آزارهائی که جانشان را به خطرانداخته بود، تنگ شده بود. راندن یهودیان از این سرزمین ها به مراتب سخت تر از رنج هائی بود که بر اعرابی درفلسطین رفت. اعراب فلسطین بهای اعلان جنگی را می پرداختند که رهبرانشان برای نبرد و نابودی اسرائیل نوپا سر دادند. اموال یهودیانی نیزکه  درسرزمین های اسلامی غارت شد یا در نتیجه اخراج یهودیان مصادره گردید، به مراتب پرارزش تر ازاموالی  بود که اعراب درا سرائیل بر جای نهادند.

 

46.       پژوهشگران مختلف  همواره  سعی کرده اند که ارزش اموال یهودیان را در پی مصادره آنها که بعد از اخراج یا خروج اجباری یهودیان درکشورهای عربی صورت گرفت، ارزیابی کنند و آنرا به نسبت ارزش اموال اعرابی که در پی خروج شان ازاسرائیل برجای ماند، بسنجند. سیدنی زوولودوف اقتصاد دانی که کارشناس بین المللی این عرصه است، ارزیابی می کند که ارزش اموال اعرابی که در اسرائیل برجای ماند، سه میلیارد و نهصد میلیون دلار بوده درحالی که ارزش اموال برجای مانده از یهودیان درسرزمین های عربی (طبق محاسبات و شاخص های سال 2007) معادل شش میلیارد دلار بوده است. بدین ترتیب، درزمینه اموال نیز، ادعای فلسطینی ها اغراق آمیز است. فلسطینی ها کشورهای عرب را نیز به جنگهائی کشاندند که این نبردها نیز برای این ممالک بهای سنگینی داشته است. جنگ های تحمیلی ازسوی فلسطینی ها به یهودیان نیز بهای گزافی از یهودیان می طلبد؛ چه بهای مالی چه خونهائی که ریخته شده است.

 

47.       این مقاله برای مقدس جلوه دادن نکبت یهودیان نگاشته نشد. صد البته این مقاله تمامی موارد تعقیب ها و آزارها و مصادره اموال و سخت گیری ها و دیگر رنج های روا داشته شده به زندگی یهودیان را در بر نمی گیرد. این مقاله را برشته  تحریر درآوردم با هدفی دقیقا بالعکس. هنگامی که درجهان عرب بطور عام، و درمیان فلسطینی ها بالاخص، درک کنند که رنج، اخراج، ازدست دادن اموال، بهای خونهای ریخته شده، تنها در«انحصارخاص» یک طرف این ماجرا نیست، شاید آنها این هوشمندی را در خود تقویت کنند که بفهمند که این تاریخ، برای درس عبرت گرفتن است. اگر قراربر این باشد که به چرتکه زدن برای تسویه حساب سیاسی و تاریخی روی آوریم، چه بسا که اعراب بسیاربیشتر بدهکار یهودیان شوند. آری. نکبت یهودی به مراتب عظیم تربوده است. رنج آن بزرگ تر بوده است. اما این رنج انحصاری نیست و ملت های بسیاری درجهان متحمل رنجهائی مشابه شده اند، و باید گفت که درمیان این ملل، یهودیان و عربها نیز این خاطره دردناک را در چارچوب تشکیل دولتهائی برای هویت های ملی جدید تحمل کرده اند.

 

48.       بنابراین جای آن هست که روایت نکبت یهودی نیز بازگو شود. اما نه با هدف بزرگ کردن دشمنی و ستیز، که تنها برای ارائه تصویری حقیقی از رخدادها، و برای آشتی میان ملل. به امید پروردگار.